تبليغاتX
عکس/جوک/اس ام اس/شعر

عکس/جوک/اس ام اس/شعر

سرگرمی

باز گویی در جهان دیگری هستم

 

های نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ

های نپریشی صفای زلفکم را باد!

و آبرویم را نریزی دل!

 

ای نخورده مست

لحظه ی دیدار نزدیک است

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 18:53  توسط ندا  | 

دیروز ۵ نفری افتادن به جونم

هی داد میزدم نمیخوام نمیخوام ولم کنین

اشکم درومده بود  خسته شده بودم

آخه بی انصافا چند نفر به یه نفر

هی میگفتن نمیزاریم دردت بیاد اما میدونستم درد داره البته تا حالا این کارو نکرده بودم اما میدونستم

درد داره

دستمو محکم گرفتنو( یه جیغ کوچیک)

تا ۵ مین ماتم برده بود

تا این که استاد داد زد گروه خونیت ب+ .

خوب بابا نمیخوام گروه خونیمو بدونم زوره؟

انگشتم هنوز میسوزه

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 0:49  توسط ندا  | 

تقدیم با با عشق برای اونایی که دوستشون دارم ولی ازشون بی خبرم

هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند . وفاداري را بايد از نيلوفري آموخت كه به دور هر شاخه اي مي پيچد؛در آغوشش مي ميرد. . آرزو دارم كه قشنگترين گل سرخ دنيا را بچينم و بر برگهاي آن قطره اي از خون خود را بچكانم وآنرا به محبوبم هديه كنم .تا زماني كه گل را مي بويد نفسش خون مرا گرم كند . مي دوني چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهتت به ماه ، با اين تفاوت كه ماه سه حرف داري ولي تو حرف نداري!
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 17:57  توسط ندا  | 

 خوب مي داني كه در چشمت گرفتارم هنوز روز و شب خوابم ربودي باز بيدارم هنوز نازنين با من مگو دل بر كن از تكرار من گرتو تكرار مني جوياي تكرارم هنوز گرچه تن زخمي و خاكي در رهت افتاده است نيست بر آيينه دل هيچ زنگارم هنوز فاش مي گويم به تو ، با من غريبي ات چرا ؟ رمز و راز من تويي ، دنياي اسرارم هنوز من به پهناي اميد خود گل شوق تو را در ميان اين كوير تشنه مي كارم هنوز مي شناسم مرگ را بي وحشت اما قلب من مي تپد در سينه چون از عشق سرشارم هنوز شعر هايم سوخت و خاكس

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 17:53  توسط ندا  | 

عجب رسمیه رسم زمونه/اس ام اس شده کار زمونه/میرن مسیج ها،از اونا فقط/هزینه هاشون به جا می مونه

 

نمی دونم کجا این دل اسیره/همین جور بگذره ترسم بمیره/نفهمیدند دردم را طبیبان/بگین"یانگوم"بیاد نبضم بگیره.

 

می دونی فرق تو با یاگوم چیه؟اون جواهری در قصره ولی تو قصرجواهری

اگه دیدی یه خرس دنبالت کرد نترس!چون اون فهمیده تو چه عسلی هستی

 

کاشکی دنیا واسه یک شب مال من بود اون وقت با خوشحالی از دنیام پرتت می کردم بیرون

 

چندی ست که بیمار وفایت شده ام/در بستر غم،چشم به راهت شده ام/این را تو بدان اگر بمیرم روزی/مسئول تویی که من فدایت شده ام.

یه تریلی ارادت داریم خدمت شما!خالی اش کن که تریلی بعدی تو راهه

شکستن یک دل چقدر می خواست که فکر کردی قویترینی؟

توی زندون عشق تو اون قدر شلوغ می کنم و زندون رو به هم می زنم که مجبور بشی منو بزاری تو انفرادی قلبت

روی فرش دل جوهری از عشق تو ریخت،اومدم عشقت رو پاک کنم،بدترشد.خلاصه گند زدی به فرش من!

نمی دانم تا کدامین طلوع خواهم ماند و در کدامین غروب خواهم رفت،اما دوست دارم تا آخرین لحظه ی بودنم تو را سرکار بگذارم.

چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی؟چه کسی می داند که تو در حسرت یک روز نه در فردایی؟پیله ات را بگشا...تو به اندازه یک پروانه زیبایی

عشق تو توی قلبم،مثل "نظیر شنبه" است که از خونه "شکوه" بیرون نمی ره.

می دونی فرق تو با عشق،زندگی و گل چیه؟عشق یک کلمه است ولی تو معنی آن هستی،زندگی یک اجبار است ولی تو دلیل آن هستی،گل یک گیاه است ولی تو عطر آن هستی.

عشق کلید شهر قلب است،به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود.

وقتی صدام می کنی،آرزو می کنم ای کاش کر بودم،تو که لال نمی شی!

گفتم که خدا مرا حیاتی بفرست/طوفان زده ام،راه نجاتی بفرست/فرمود که با زمزمه یا مهدی/نذر گل نرگس صلواتی بفرست      

طوجه،طوجه:عاموظش علفبای ضبان فارصی سد در ثد تزمینی،جلصه عول    رایگان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 23:10  توسط ندا  | 

بدونه شرح

تو را دوست خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود... حرف مفت!

تو روزايي كه هوا، پُرِ از مونوكسيده تو روزايي كه كسي رنگ عشقو نديده تو روزايي كه سرم، پُرِ از حرفاي مفت چطوري براي عشق، ميشه يك ترانه گفت؟ توي اين خراب شده ،عشق يعني حرف مفت يعني اون دوست دارم...كه بهار بهم نگفت! اين روزا هر آشغالي، حرف عشقو مي زنه اي خدا من عاشقم، ولي كي مثل منه؟ حرف مفت بسه ديگه، آدما دريا باشين روي زخم جاي نمك، بذر عشقو بپاشين عاقبت يه روز مياد، كه خدا

 تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي  بد ن  عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر ز خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم از باده نيست سر خوشم. سر خوش و مست! بيزارم و دلشكسته از هر چه كه هست! من هست به نيست دادم افسوس كه نيست! در حسرت هست. پشت من پا ك شكست

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 0:22  توسط ندا  | 

شعر کوتاه

ابي تر از آنيم که بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم که با سنگ بميريم تقصير کسي نيست که اينگونه غريبيم شايد که خدا خواست که دلتنگ بميريم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 8:45  توسط ندا  | 

 يه سوال برام پيش اومده، شبا كه ميگن: "بگير بخواب" چي رو بايد بگيريم؟؟؟ بيخيال حالا، بگير بخواب!!
چوپان دروغگو ميميره ميره اون دنيا.ازش ميپرسن اسمت؟
ميگه:دهقان فداكارنفرين باباها : بنزينمو حلالت نمي کنم


سخت ترين سوال کنکور ??:سهميه خودرو سواري ? گانه سوز دولتي که آمبولانس وانت است و شبها در آژانس کار مي کند چند ليتر است؟


پيشاپيش سال 1387 را تبريك مي گوييم انجمن دورانديشان

 

یارو با دوست دخترش تو ماشین بودند میرسند به ایست و بازرسی به دوست دخترش میگه پیاده شو بعد از ایست و بازرسی بگو تجریش من هم سوارت میکنم ، بعد از ایست و بازرسی دختره یادش میره بگه تجریش بعد یارو میاد بهش میگه: ونک یارو هم میگه: نه خانم مسیرم نمیخورد یارو با خودکار میره حموم ، بهش میگن: چرا با خودکار؟ یارو میگه: هر جا را که شستم علامت میزنمبه یارو میگن: مکه چطور بود؟ یارو میگه: خوب بود ولی از نامرد ها صد تا سنگ خوردم تا بتونم خونه ی خدا را ببوسم.

 

به یارو میگن: جسم شفاف چیه؟ یارو میگن: چسمی است که از یک طرف بتونی طرف دیگر را به خوبی ببینی. بهش میگن: آفرین حالا میتوانی یه مثال بزنی؟ یارو یه ذره فکر میکنه میگه: آهان ، نردبان

 

یه روز یه یارو میره خونه رفیقش .وقتی میخواد بلند بشه بره رفیقش میگه: حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه . نهار رو میخوره بلند میشه که بره رفیقش میگه: آخه با معده پر کجا میری ؟ یه چرت بزن بعد برو. یارو میگه: باشه .یه چرت میزنه بعد بلند میشه که بره رفیقش میگه: بشین یه دست تخته بزنیم بعد برو. میگه: باشه. یه دست تخته میزنه بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: الان که شب شده شام رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه. شام رو میخوره بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: این موقع شب کجا میخوای بری ؟ بخواب صبح برو. یارو میگه: باشه. میخوابد صبح بلند میشه بره رفیقش میگه: صبحانه چی؟ یارو میگه: نه دیگه مرسی زن و بچه تو ماشین منتظرند

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 2:39  توسط ندا  | 

و را با تک تک تارهاي روحم حس ميکردم بي آنکه بدانم زمختي وجودت براي چيس
عشقت را عزيز ميشمردم بي آنکه بدانم معناي عشق چيست؟!

با آوازت همصدا ميشدم بي آنکه بدانم دستگاه خواندنت چيست؟!

شعرهايت را روي قلبم ميگذاردم بي آنکه بدانم آنها از براي کيست؟!

دستانت را غرق بوسه ميکردم بي آنکه بدانم لرزش دستانت براي چيست؟!

و حتي.....

            تو را ترک کردم بي آنکه بدانم دليلم از رفتن چيست؟!

نمي خواهم
...براي لحظه اي حتي به فکر ديگري باشي...

...نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند...

...نمي خواهم کسي نامش به لبهاي تو بنشيند...

...نمي خواهم کسي نقش چهره ات درخاطرش ماند...

...نمي خواهم نگاهي در نگاه تو در آميزد...

...نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي...

...نمي خواهم کسي يارت شود در راه مستي...

...نمي خواهم به جز من يار کسي باشي...

...گل نازم ! نمي خواهم خار و خسي باشي...

...نمي خواهم کسي با يار من سخن گويد...

...اگر چه قاصدم باشد که تا پيغام من گويد...

...نمي خواهم به گورستان رود آن يار محبوبم...

...مبادا مرده اي زنده شود با او سخن گويد...
ت؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 0:13  توسط ندا  | 

 مرا مي فهمي من تو را مي خواهم وهمين ساده ترين قصه ي يك انسان است... تو مرا مي خواني من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم و تو هم مي داني تا ابد در دل من مي ماني

یکی تصادف میکنه یکی پیر میشه یکی بیمار میشه میمیره بالاخره هر کی یه جوری میمیره اما من واست همه جوره میمیرم

 یه ضرب المثل رشتی میگه: رسیدی خونه بزن تو گوش زنت!!! تو نمیدونی واسه چی زدی...اما اون میدونه چرا خورده

ميدوني سردره مطب جراحي پلاستيك چي نوشته؟؟؟؟؟؟...... نوشته لولو تهويل ميگيريم هلو تحويل ميدهيم.

يه روز يه تهراني به يه مارمولك اباداني نگاه ميكنه مارمولك اباداني ميگه چيه ولك اژدها نديدي؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 22:15  توسط ندا  |